|
|
|
|
|
(( دلهای شکسته)) عطر تو عطر باغهای بهشته تو قصه ها سارا یعنی فرشته تو سایه روشن سفید تقدیر اسم تو رو خدا بامن نوشته تو با عاشق بودنت خیلی ها روتکون دادی موندی پای من و عشق و بهم نشون دادی روی هر اسمی به جز من عاشقونه خط زدی تو،الفبای وفا رومثل اسمت بلدی بگو به من دیوونتم دوست دارم خیلی زیاد نگی من می میرم ودق می کنم ،دلت میاد؟
*گریزانم ازاین مردم که بامن به ظاهر همدم و یک رنگ هستند ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دو صد پیرایه بستند* ** عاشق لحظه هایی هستم که می گویند عشق عمر جاودانگیست هدفم بود که هرگز نشوم عاشق عشق تا که روی تو بدیدم هدفم باطل شد** *در سکوت سرد تاریک زمان بی هدف ،بی یار و تنها می روم در سراشیبی که نامش زندگیست می روم تا باز یابم آنچه را گم کرده ام * **خدا جان کاش سه چیز را نمی آفریدی : عشق ، غرور ، دروغ ، زیرا اگر عشق نبود هیچ کس از روی غرور ، دروغ نمی گفت ** (( غریب دیرو ز ، آشنای امروز ، فراموش شده ی فردا )) |
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:37 توسط نیلوفر آبی
|
|
||
|
|
گفتگو با خدا |
|
|
در رویا هایم دیدم که با خدا گفتگو می کنم. خدا دستانم را گرفت، برای مدتی سکوت کردیم و من دو باره پرسیدم. به عنوان یک پدر می خواهی کدام درسهای زندگی را به فرزندانت بیاموزی؟ من با خضوع گفتم آیا چیز دیگری هست که دوست دارید فرزندانتان بدانند؟ |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 17:58 توسط نیلوفر آبی
|
|
||
This Template Designed by
Mohammad-h
.Powered By Blogfa.com